*** عاشقی که دیگر تنها نیست ***
سوسک گفت : کسي دوستم ندارد . مي داني که چه قدر سخت است ، اين که کسي دوستت نداشته باشد ؟ تو براي دوست داشتن بود که جهان را ساختي . حتي تو هم بدون دوست داشتن … خدا هيچ نگفت . گفت : به پاهايم نگاه کن ! ببين چقدر چندش آور است . چشم ها را آزار مي دهم . دنيا را کثيف مي کنم . آدم هايت از من مي ترسند . مرا مي کشند . براي اين که زشتم . زشتي جرم من است . خدا هيچ نگفت . گفت : اين دنيا فقط مال قشنگ هاست . مال گل ها و پروانه ها . مال قاصدک ها . مال من نيست . خدا گفت : چرا ، مال تو هم هست . خدا گفت : دوست داشتن يک گل ، دوست داشتن يک پروانه يا قاصدک کار چنداني نيست . اما دوست داشتن يک سوسک ، دوست داشتن " تو " کاري دشوار است . دوست داشتن ، کاري ست آموختني و همه کس ، رنج آموختن را نمي برد . ببخش ، کسي را که تو را دوست ندارد ، زيرا که هنوز مومن نيست ، زيرا که هنوز دوست داشتن را نياموخته ، او ابتداي راه است . مومن دوست مي دارد . همه را دوست مي دارد . زيرا همه از من است و من زيبايم ، چشم هاي مومن جز زيبا نمي بيند . زشتي در چشم هاست . در اين دايره ، هر چه که هست ، نيست الا زيبايي ... آن که بين آفريده هاي من خط کشيد شيطان بود . شيطان مسئول فاصله هاست . حالا قشنگ کوچکم ! نزديک تر بيا و غمگين نباش . قشنگ کوچک نزد خدا رفت و ديگر هيچ گاه نينديشيد که نازيباست . يک محبت را با دوست داشتن شروع کن و دوست داشتن را با عشق. دو دوستت دارم نه به خاطر شخصيت تو بلکه بخاطر شخصيتي که من در هنگام با تو بودن پيدا ميکنم. سه هيچکس لياقت اشک هاي تو را ندارد و کسي که چنين ارزشي دارد باعث اشک ريختن تو نميشود. چهار اگر کسي تو را آن طور که مي خواهي دوست ندارد به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد. پنج دوست واقعي کسي است که دست هاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس کند. شش بدترين شکل دل تنگي براي کسي است که در کنار او باشي و بداني هرگز به او نخواهي رسيد. هفت تو ممکن است در تمام دنيا فقط يک نفر باشي . ولي براي بعضي افراد تمام دنيايي هستي. هشت هرگز وقتت را با کسي که حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند نگذران. نه شايد خدا خواسته که ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شکر گزار باشي. ده هميشه به چيزي که گذشته غم نخور و همواره به آنچه پس از آن خواهد آمد لبخند بزن. يازده هميشه افرادي هستن که تو را مي آزارند. با اين حال همواره به ديگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسي که تو را آزرده دوباره اعتماد نکني. دوازده خود را به فردي بهتر تبديل کن و مطمئن باش که خود را مي شناسي قبل از آنکه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد. سيزده زياده از حد خود را تحت فشار نگذار . بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد که انتظارش را نداري. سال 1391 بر همه ایرانیان مبارک باد و همچنین سالهای : 7034 میترایی آریایی 2571 شاهنشاهی 14091 اهورایی 3750 زرتشتی 6762 آشوری گاهي اوقات دل انسان نياز به آرامشي دارد که اين آرامش جز
در جوار محبوب ميسر نمي شود . از محبوب مي توان تعبيرات مختلفي داشت : محبوب يعني يک همدم يک همراه يک همزبان ، شخصيتي که دوستش داشته باشي به او عشق بورزي و او نيز ترا
دوست بدارد ، محبوب مي تواند يک دوست باشد يکي از دوستان صميمي يا شخصي
از جنس مخالف ، همدم کسيست که در غم ها و گرفتاري ها بتوان بعد از خدا به
او پناه برد و در همه ي لحظات او را در کنار خود احساس کرد ، همراه کسيست که در تمام مراحل زندگي قدم به قدم و سايه به
سايه در کنار تو گام بردارد و اما همزبان ... منظور از همزبان کيست؟ مطمئنا او کسي نيست که فقط با زبان
مادري تو آشنايي داشته باشد ، همزبان کسيست که با زبان دل تو آشنا باشد حرف دلت را بفهمد
و درک کند و تو بتواني براحتي و بدون دغدغه ي خاطر با او سخن بگويي و پرده از رمز
و راز زندگي خود در برابر او برداري ، سفره ي دلت را در مقابل او بگستراني و بتواني
به او اعتماد کني ، و من از تو اي محبوب عزيزم خواهان آنم که با من اينگونه
باشي . پدرم در تاریخ 1362/12/08 استخدام دانشگاه علوم پزشکی شد که در طول دورهخدمت خود چندین بار به خاطر وجدان کاری خود برای تلاش بی وقفه و خدمت به هم نوعانمان نمونه ، مورد تشویق قرار گرفت و در تاریخ 90/12/08 بازنشسته خواهد شد و من پیشاپیش تلاش های پدر عزیزم را تحسین و بازنشستگیش را تبریک می گویم انشاءالله سایه او از سرمان نرود و همیشه در سایه پدرمان زندگی کنیم چون واقعآ پدر فداکار مثل پدرم ندیدم و نخواهم دید او نه تنها پدر بلکه دوست و خیلی صمیمی تر از دوست برای من و برادرم بود و خواهد بود به جبران اعتمادش به جبران صداقت و مرد ا نگی اش به جبران ايمان و ولايت مداري اش به جبران آن آرامش در همراهی اش به جبران تلاش های شبانه و روزی اش به جبران لحظه های پرثمر خدمت اش فقط با اشك تشکر تشکر و..... از خدا ممنونم که پدری فداکار با ایمان داده تا غمخوار و همدردمان باشد آینده مکانی نیست که بدانجا می رویم ، بلکه جایی است که آن را بوجود می آوریم ، راههایی که به آینده ختم می شود دست یافتنی نیستند بلکه ساختنی اند پدرم اینده ای که با خدمت صادقانه خود ساخته اید و امروز ثمره و نتیجه آن را ما باهمه وجودمان می بینیم را مدیون و مرهون تلاش و زحمات خالصانه و مخلصانه شما صرف شد می دانیم خدایا تو می دانی که در گذر زمان ایستگاهی جهت توقف وجود ندارد پس انشاء الله توفیق جبران زحمات این پدر مخلص را به ما عطا فرما. خدايا! دستهايم را به تو ميسپارم. اين بار براي سلامتی همراه با عزت برای او دعا می کنم پدر ... پدر ... پدرم دوستت دارم آن روزها وقتی دستانم را می گرفتی گمان می کردم پهلوان افسانه های شاهنامه قلب من هستی و فاتح تمام دنیا. حالا خوب می دانم چه روزها که بخاطر آرزوهای کوچک ما ، آرزوهای بزرگ خویش را از یاد بردی و هر چروک که بر دستان و چهره ی خسته ات می نشست بهای نانی بود که در سفره شادی هایمان می آوردی ، چقدر از سرمای روزگار لرزیدی تا مبادا شعله آتش خانه مان خاموش شود. هنوز هم برای من همان رستم دستانی که از پیکار نا برابر زندگی برگشته ای هر چند خسته اما سربلند. بگذار پرهای خسته ات را ببوسم و بر دیدگانم بگذارم و بگویم به آشیانه ات خوش آمدی پدر مهربانم ، خسته نباشی ، بازنشستگی ات مبارک. نصايح لقمان حکيم به فرزندش 1. فرزندم هيچ کس و هيچ چيز را با خداوند شريک مکن. 2. با پدر و مادرت بهترين رفتار را داشته باش. ای رفته چو کفش تیره روزان صد بار به پیش پینه دوزان ای چون دل عاشقان دو صد چاک ای خورده به جای واکس بس خاک یک روز سیاه بودی و نو وز نور به چهره تو پرتو آن قد و اندامت پی کار تا پاره شدی و رفتی از کار وز گردش سال و ماه و هفته آن رنگ سیاه نیز رفته چون چشم بخیل بس که تنگی با پای برهنه ام بجنگی هر چند ز وصله پینه دیدن رستم نتواندت کشیدن ده روز دگر مشو تو پاره تا پول از اداره بگیرم سروده شده توسط پدرم و دوستش احمدی در زمان سربازی در سال 60/6/11 مي تواني از هر دگرگوني
در زندگي درسي مهم بياموزي در برخورد با هر دگرگوني در زندگي ، شايد بگويي كه نه ، تاب نخواهم آورد. اما مي آموزي كه كنار زدن مشكلات يكي پس از ديگري ، چندان هم دشوار نيست. دشواري زماني خواهد رسيد كه از برخورد با مشكل بگريزي. آنگاه است كه باز مي گردد و تو را به مبارزه مي خواند. دگرگونيها گاه بسيار دردناكند ، اما به ما مي آموزند كه مي توانيم تاب بياوريم و نيرومندتر
گرديم. هر آنچه پيش آيد مقصودي را دنبال مي كند، ولي نتيجه كار در دست تو و شيوه مبارزه توست. خردمندانه زندگي كن ، برد باري را پذيرا باش ، و هميشه آماده رويارويي با دشواريها .








![]()


4. نماز را آنگونه که شايسته است بپادار.
5. اندرز و نصيحت ديگران را فراموش مکن.
6. از بدان انتظار مردانگي و نيکي نداشته باش.
7. از مردم روي مگردان و با آنها بي اعتنا مباش.
8. با غرور و تکبر با ديگران رفتار مکن.
9. در مقابل پيش آمدها شکيبا باش.
10. بر سر ديگران فرياد مکش و آرام سخن بگو.
:ادامه مطلب:
















